پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست

این چنین رویی به وجه الله اگر آری نکوست

چشم من جز روی او، روی که آرد در نظر؟

کآنچه می آید به چشمم در حقیقت روی اوست

می دمد بوی خوش باد صبا جان در تنم

کس نمی داند که با باد سحرگاهی چه بوست

ذکر فردا کم کن ای زاهد که با یاد لبش

خرقه پوش امروز می بینم که بر دوشش سبوست

کرده ام در دیده مأوای خیال قامتش

سرو را جا بر کنار چشمه یا بر طرف جوست

در ازل حرفی شنیدند از دهانش اهل راز

هر طرف چندانکه می بینم هنوز آن گفت و گوست

تا به آب می کنم طاهر لباس زرق را

دایما با خرقه در میخانه کارم شست و شوست

آن که عاشق بر جمال صورت خوبان نشد

صورتی دارد ولی از راه معنی سنگ و روست

شرح زلف و خال آن ماه از نسیمی بازپرس

کو پریشان حال و سرگردان از آن چوگان و گوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  2. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  3. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  4. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  5. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  6. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  7. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  8. شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.