پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست

که آفتاب جهانتاب زیر سایه اوست

کجایی ای صنم چین! که اشک دیده من

به جست و جوی وصالت همیشه در تک و پوست

به بوی زلف تو جان می دهد نسیم صبا

که همچو سنبل زلفت نسیم غالیه بوست

کمند زلف تو بر چهره تو، پنداری

فتاده سنبل سیراب بر گل خود روست

خدنگ غمزه خوبان کجا خطا گردد

کشیده تا به بناگوش آن کمان ابروست

صبوری از رخ دلدار اختیاری نیست

ضرورت است ضرورت صبوری از رخ دوست

خیال سرو قدت بر کنار دیده من

به سان قامت شمشاد بر کناره جوست

دلم به حلقه آن زلف می کشد به جهان

ببین ببین دل دیوانه را که سلسله جوست

به قول مدعی از دوست رو نگرداند

کسی که همچو نسیمیش عشق عادت و خوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  2. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  3. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  4. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  5. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  6. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  7. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  8. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.