پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست

لیلة القدری که می گویند هست آن موی اوست

قاب قوسینی که در معراج دید آن شب رسول

گر به چشم دل ببینی هیئت ابروی اوست

عروة الوثقی که خواند عارفش حبل المتین

سوره واللیل زلفش و آیت گیسوی اوست

خلد و فردوس و نعیم و روضه دارالسلام

چون به معنی بنگری وصف بهشت کوی اوست

گنج مخفی را طلسم و اسم اعظم را کلید

طره عنبر، نسیم سنبل هندوی اوست

معجزات انبیا و سر علم من لدن

حرفی از دیوان سحر غمزه جادوی اوست

در حقیقت رو به سوی کعبه می دانی کراست؟

هر که را روی دل از دنیی و عقبی سوی اوست

آنچنانم غرقه در فکرش که در بحر محیط

نقش هر صورت که می بینم خیال روی اوست

(جانم از پابوس وصلش گرچه دور افتاده است

صید آن زلف پریشان است که همزانوی اوست)

کی شود حاصل وصال یار بی جور رقیب؟

تا گل صدبرگ باشد خار هم پهلوی اوست

ای نسیمی نحل اندر شأن آن لب کس ندید

کاین چنین پاکیزه شهد ناب در کندوی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  2. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  3. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  4. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  5. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  6. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  7. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  8. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.