پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست

مستی دیر و باده ز جام شراب اوست

رویت که صبح صادق شهر وجود ماست

از هر طرف که می نگرم فتح باب اوست

معنی اوست هرچه دل اندیشه می کند

جان دو کون صورت لب لباب اوست

تا آتش شراب علم زد ز لعل یار

دلهای دلبران دو عالم کباب اوست

عشق ازل که شامل ذرات عالم است

مقصود هر دو کون به زیر نقاب اوست

سلطان فضل ما که سلاطین عالم است

سرهای سروران جهان در رکاب اوست

تنها نسیمی از می عشقش خراب نیست

هر دو جهان ز نشئه مستی خراب اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
  2. شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
  3. شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  4. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  5. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  6. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  7. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  8. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.