پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهان

مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است

ای غلط کرده ره کوچه ما! خانه یکی است

هرکس از جام ازل گرچه به نوعی مستند

چشم مست تو گواه است که پیمانه یکی است

صورت آدم و حوا به حقیقت دام است

معنی دام اگر یافته ای، دانه یکی است

گرچه بسیار بود قصه و افسانه عشق

چون تو صاحب نظری قصه و افسانه یکی است

اختلافی ز ره صورت اگر هست چه باک

آتش و شمع و شب و مجلس و پروانه یکی است

هریک از روی صفت یافته اسمی ور نه

مفلس و محتشم و عاقل و دیوانه یکی است

چشم احول ز خطا گرچه دو بیند یک را

روشن است این که دل و دلبر و جانانه یکی است

تکیه بر مسند هستی مکن ای صاحب جاه!

که در این ره بر ما گلخن و کاشانه یکی است

چون نسیمی، طلب گنج بقا کن که یقین

شاه و درویش در این منزل ویرانه یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  2. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  3. شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
  4. شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
  5. شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
  6. شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  7. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  8. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.