پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است

دل محروم از این صورت دو چشم جان پرتابی ست

بخوان لا تسجدوا للشمس و امر ذات حق دریاب

که فرمود اسجدوا آن را که اسم او الف لامی است

از آنرو چارده سجده ترا فرض است در مصحف

که چون اسم و مسمی هم ترا در مصحف معنی است

کلام حق ز حق هرگز نخواهد منفصل چون شد

تو خواهی گر شوی واصل به حق این راه از تقوی است

چو شیطان منکر صورت شد از معنیش دور افتاد

که هم زان صورت و معنی ز قیل و قال در دعوی است

بصیرت نیست شیطان را کجا دریابد این نکته؟

که صد قرن از حیات او به مثل یکدمه خوابی است

فنا برخاست از عالم نقاب از چهره چون بگشاد

خداوندی که از رویش درون جنت اعلی است

علی محسوب ذات حق از آن آمد که چون نقطه

همیشه بود تا باشد ز جود فضل حق با «بی » است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  2. شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
  3. شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
  4. شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
  5. شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  6. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  7. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  8. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.