پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است

که دایم در خیال من لب و دندان جانان است

بیا ای طالب معنی! کنون بشنو به گوش جان

بیان از علم القرآن که الحق فضل رحمان است

«لباس سندس» حق را که آمد خلعت حوری

تو از «مدهامتان» برخوان که بر رخ خط ریحان است

ز «عینان نضاختان» بنوش این شیر چون امی

ز شرح سینه چون دیدی که جاری زان دو پستان است

چو عین سلسبیلی شد روان از خط زیر لب

بخور کاسی دو زان کوثر، علی چون ساقی آن است

درخت منتهی را جا (از آن) در این بهشت آمد

که سی و دو سخن از وی محیط چرخ گردان است

حیات جاودان جاری در این خلد است ز فضل حق

که یک قطره ز جوی او هزاران بحر عمان است

بیاور جام پرباده، الا ای ساقی ساده!

که تا ظاهر کند رمزی علی از حق که پنهان است

چو انس و جن شدند کافر، شدند یأجوج و هم مأجوج

از آن سدی که ذوالقرنین بر ایشان بست ایمان است

زمین بشکافت و شد ظاهر ز حق آن آیت دابه

مریض عشق را دیگر بجز مردن چه درمان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
  2. شمارهٔ ۳۹چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
  3. شمارهٔ ۴۰ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  4. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
  5. شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
  6. شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  7. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  8. شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.