پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

بخت ابد یار آن که با تو قرین است

با تو نشستن به از بهشت برین است

جور و جفا کردن از تو دور نباشد

عادت خوبان روزگار چنین است

دل هوس زهد کرد و گوشه ولیکن

چشم سیاه تو آفت دل و دین است

مست و خراب از خیال گوشه چشمت

هر طرفی صدهزار گوشه نشین است

طینت پاکیزگی لطف تنت را

خاک ز کافور و آب ماء معین است

چشم گهربارم از خیال دهانش

حقه لؤلؤی ناب و در ثمین است

دل به تو دادیم و جان فدای تو کردیم

بیعت ما با تو و قرار همین است

دولت وصل تو هر که یافت به عالم

خسرو آفاق و شاه روی زمین است

خال تو کشمیر و بابل است زنخدان

چشم تو از خطا و روی تو چین است

مصحف روی تو می کند همه را شرح

راز نهانی که (آن)امام مبین است

جان به خیال لبت سپرد نسیمی

زان که خیال لب تو روح امین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
  2. شمارهٔ ۴۰ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  3. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
  4. شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
  5. شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  6. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  7. شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
  8. شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.