پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست

اعتقاد اهل حق این است و قول مصطفی است

گر به جامی بود جم را حشمت و شاهنشهی

دارد این آیینه رویت که روی حق نماست

دیگران گر سدره فردا تمنا می کنند

طوبی ما هست بالایت که حسنت منتهاست

(نقش هستی سر به سر روشن شد از رویت مگر

جام جمشید رخت آیینه گیتی نماست)

آن که در جا نیستی می گویدت بی دیده است

ذره ای جا بی تو در دنیا و در عقبی کجاست؟

آن که چون شیطان سجود قبله رویت نکرد

گو به لعنت رو که چون ابلیس در چون و چراست

زان عزازیل از خدا نشنود امر اسجدوا

کز حسد پنداشت آدم صورت غیر خداست

حسن رویت هست مستغنی زهررویی که هست

آفرین بر بخشش فضلت که دریای عطاست

آن که جز روی تو دارد قبله در پیش نظر

رخ ز روی حق بتابیده است و رویش در قفاست

ای ز هجران سوخته جانم به آتش همچو شمع

چشم جان بگشا که روز وعده وصل و لقاست

(نیک و بد را علت از روی حقیقت چون یکی است

از دویی بگذر که یکتاییم و یکتا کی دوتاست؟)

از ره صورت مسمایی و اسمی گرچه هست

در حقیقت عین اشیاییم و اشیا عین ماست

حسن یار و عشق ما را انتهایی نیست چون

اولین چیزی که می جویی از آن بی ابتداست

حسن او و عشق ما هست ای نسیمی لم یزل

زان که حسن او قدیم و عشق ما بی‌انتهاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  2. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
  3. شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
  4. شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  5. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  6. شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
  7. شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
  8. شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.