پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست

مستی کون و مکان از می و میخانه ماست

آب حیوان و می کوثری و ماء معین

جرعه صافی بی دردی پیمانه ماست

زرفشان شمع فلک، مجلس پیروزه لگن

عکس رخسار قمر پرتو پروانه ماست

فارغ از کعبه و بتخانه و دیریم و کنشت

ملک وحدت وطن و قاف قدم خانه ماست

مرغ لاهوت که از دام دو کون آزاد است

در حقیقت چو صدف طالب دردانه ماست

حاصل «انطقناالله » و «ان من شی ء»

گر کنی فهم سخن قصه و افسانه ماست

چه غم از مفلسی و قلت اسباب مرا

گنج وحدت چو مقیم دل ویرانه ماست

جمله ذرات جهان آینه صورت اوست

مطلع نور تجلی رخ جانانه ماست

هست بر فرق نسیمی شرف سایه حق

زان لوای عظمت افسر شاهانه ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷بخت ابد یار آن که با تو قرین است
  2. شمارهٔ ۳۸عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
  3. شمارهٔ ۳۹چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
  4. شمارهٔ ۴۰ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  5. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
  6. شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
  7. شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  8. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.