پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

سلطان غمت را دل پردرد مقام است

آن دل چه نشان دارد و آن مرد کدام است

در عشق تو چون هست دلم بنده جاوید

کار دلم از دولت وصل تو تمام است

جز پختن سودای سر زلف تو در سر

دیگر هوس عاشق دلسوخته خام است

ای آن که کنی عرضه سجاده و تسبیح

مرغ دل ما فارغ از این دانه و دام است

چون توبه ز مستی کند آن رند که شد مست

زان باده که روح القدسش جرعه جام است

ای کرده رخت روز، شب تیره ما را

صبحی که نه با روی تو باشد همه شام است

ای طالب ناموس رها کن طلب نام

در عشق بزرگی و کرامت نه به نام است

تا محرم اسرار خیال تو دلم شد

کار نظر از اشک چو لؤلؤ به نظام است

بر طالب جنت که مرادش نه تو باشی

وصل تو حرام آمد و حقا که حرام است

بر طور لقا جان کلیمت «ارنی » گوی

دیدار تو می خواهد و مشتاق کلام است

محراب نسیمی رخ و ابروی تو باشد

تا روی تواش قبله و چشم تو امام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
  2. شمارهٔ ۳۶منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
  3. شمارهٔ ۳۷بخت ابد یار آن که با تو قرین است
  4. شمارهٔ ۳۸عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
  5. شمارهٔ ۳۹چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
  6. شمارهٔ ۴۰ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  7. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
  8. شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.