پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است

دل من بی لب لعل نمکینت ریش است

گر کنم روز و شب اندیشه وصلت چه عجب

عاشق غمزده پیوسته محال اندیش است

جور خوبان ز وفا گرچه بود بیش، ولی

ای وفا اندک من! جور تو بیش از بیش است

دل من وصل تو مشکل به کف آرد زانرو

کاحتشام تو نه مقدار من درویش است

جور و خواری همه کس را بود از بیگانه

من بی طالع سودا زده را از خویش است

گرچه آزار و جفا مذهب خوبان باشد

بت بی رحم مرا کشتن عاشق کیش است

گرچه لعل لب تو چشمه نوش است ولی

از رقیبان تو بسیار به جانم نیش است

سر نثار قدمش کرد نسیمی و هنوز

خجل از کرده خویش آمد و سر در پیش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
  2. شمارهٔ ۳۳سلطان غمت را دل پردرد مقام است
  3. شمارهٔ ۳۴مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
  4. شمارهٔ ۳۵نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
  5. شمارهٔ ۳۶منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
  6. شمارهٔ ۳۷بخت ابد یار آن که با تو قرین است
  7. شمارهٔ ۳۸عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
  8. شمارهٔ ۳۹چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.