پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است

من مسیحا مذهبم با دیر و خمارم خوش است

مستم از جام اناالحق، جای من گو دار باش

دولت منصور دارم، بر سر دارم خوش است

نیستم چون اهل دنیا، طالب دیدار و گنج

چون فقیر محتشم بی گنج و دینارم خوش است

چون دم روح القدس در جان بیمار من است

با وصال آن طبیب این جان بیمارم خوش است

کار و باری بود اگر، در عشق شستم دست از آن

غیر از آن کاری ندارم، با چنین کارم خوش است

بر سر کوی هوایت کان مقام حیرت است

پا و سر گم کرده ام، بی کفش و دستارم خوش است

من خلیل عشق یارم رخ نمی تابم ز نار

نار با عاشق چو گلزار است با نارم خوش است

عروة الوثقی و سر وحدت و حبل المتین

زلف دلدار است از آن با زلف دلدارم خوش است

من ز چشم مست ساقی در خمارم روز و شب

عیب نتوان کرد اگر با خمر خمارم خوش است

جنت فردا و حور عین نمی باید مرا

کز نعیم آخرت با وصل آن یارم خوش است

من ز نور آفتابم ای نسیمی زان جهت

جاودان با آفتاب و ماه و انوارم خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
  2. شمارهٔ ۳۱گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
  3. شمارهٔ ۳۲مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
  4. شمارهٔ ۳۳سلطان غمت را دل پردرد مقام است
  5. شمارهٔ ۳۴مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
  6. شمارهٔ ۳۵نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
  7. شمارهٔ ۳۶منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
  8. شمارهٔ ۳۷بخت ابد یار آن که با تو قرین است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.