پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات

دلیل ما خط سبز تو است در ظلمات

به چشم مست تو دیدم یقین و دانستم

که هست حسن تو را بر کمال جمله صفات

اگر نه روی تو بودی بیان صورت حق

چگونه روی نمودی به ما تجلی ذات

جهان حسن قدیم است و عشق لم یزلی

مدینه ای که مصون است و ایمن از نکبات

به هر طرف که نظر می کنم نمی بینم

جز آفتاب رخت در جهات و غیر جهات

رخش به دیده معنی ببینی ای صوفی

ز رنگ زرق و ریا پاک اگر کنی مرآت

بیا بیا که به دیدارت آرزومندم

چنانکه تشنه به آب زلال در فلوات

دلم نشد به سلامی اگرچه شاد از تو

علیک الف سلام و مثله برکات

سجود روی تو کردم، به پیش حق این است

عبادتی که قبول است و باشد از حسنات

بیا که تا شب قدر من است گیسویت

شبم گذشت به قدر از هزار قدر و برات

دلی که عارف روی تو شد ز دوزخ رست

که عارفان جمال تواند اهل نجات

مرا ز کعبه کویش مگو به مسجد رو

که حق پرست چو صوفی نمی پرستد لات

مباش بسته تقلید و ظن که ممکن نیست

کز این طریق به منزل کسی رسد هیهات

نسیمی آتش وحدت چنان تجلی کرد

که بانگ «انی اناالله » برآمد از ذرات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟
  2. شمارهٔ ۲۴عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
  3. شمارهٔ ۲۵زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
  4. شمارهٔ ۲۶سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
  5. شمارهٔ ۲۷امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
  6. شمارهٔ ۲۸من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
  7. شمارهٔ ۲۹گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
  8. شمارهٔ ۳۰ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.