پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴

بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را

کزان وصل تو مقصود است مشتاق تجلی را

قیامت گر بیندازی ز قامت سایه طوبی

به زیر سایه بنشانند اهل روضه، طوبی را

جمالت گرنه در جنت نماید جلوه ای هر دم

کند سوز دل عارف سقر، فردوس اعلی را

غم دنیا و فکر دین نگنجد در دل عارف

که بی سودا سری باید هوای دین و دنیی را

در آن منزل که مهمان شد خیال دیدن رویت

نباشد جای گنجیدن غم دنیی و عقبی را

ز نور شمع رخسارش فروغی بود در عیسی

از این معنی به معبودی پرستیدند عیسی را

جمالت نیست آن صورت که در فکر آورد مانی

چه صورت نقش می بندد در این اندیشه مانی را

به قطع «من لدن » از نار زلف و عارضت زانرو

«اناالله العزیز» آمد جواب از نار، موسی را

رخ لیلی شنیدستم که مجنون را کند مجنون

چه حسن است این «تعالی الله » که مجنون کرد لیلی را

سلاطین جهان، یعنی گدایان سر کویت،

به چشم اندر نمی‌آرند تاج و تخت کسری را

جفای مدعی سهل است و جور و طعنه دشمن

نظر چون با نسیمی هست فضل حق تعالی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶این حضور عاشقان است، الصلا
  2. شمارهٔ ۷ - ستایش فضل‌الله نعیمیای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
  3. شمارهٔ ۸آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
  4. شمارهٔ ۹ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
  5. شمارهٔ ۱۰تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
  6. شمارهٔ ۱۱ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
  7. شمارهٔ ۱۲ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
  8. شمارهٔ ۱۳ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.