پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵

در عالم توحید چه پستی و چه بالا

در راه حقیقت چه مسلمان و چه ترسا

در صورت ما چون سخن از ما و من آید

در ملک معانی نبود بحث من و ما

در نقش و صفت نام و نشانی نتوان یافت

آنجا که کند شعشعه ذات تجلی

ذرات جهان را همه در رقص بیابی

آن دم که شود پرتو خورشید هویدا

در روی تو ار ذات بود غایت کثرت

وحدت بود آن لحظه که پیوست بدانجا

انجام تو آغاز شد، آغاز تو انجام

چون دایره را نیست نشانی ز سر و پا

بشناس تو خود را و شناسایِ خدا شو

روشن شود ای خواجه تو را سِرِّ معما

ور زانکه تو امروز به خود راه نبردی

ای بس که به دندان گزی انگشت، تو فردا

مستان الستند کسانی که از این جام

در بزم ازل باده کشیدند به یکجا

این است ره حق که بیان کرد نسیمی

والله شهیدا و کفی الله شهیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ - ستایش فضل‌الله نعیمیای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
  2. شمارهٔ ۸آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
  3. شمارهٔ ۹ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
  4. شمارهٔ ۱۰تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
  5. شمارهٔ ۱۱ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
  6. شمارهٔ ۱۲ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
  7. شمارهٔ ۱۳ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
  8. شمارهٔ ۱۴ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.