پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۷ - ستایش فضل‌الله نعیمی

ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما

سودای تو زد آتش غم در جگر ما

بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم

تا هست نشان تو و باشد اثر ما

بشنو که چه فریاد و فغان در ملکوت است

از یارب هر شام و دعای سحر ما

ما زنده به عشق تو از آنیم که نگذاشت

مهر تو که یک ذره بماند اثر ما

جز آینه صورت روی تو نباشد

هر ذره که یابند ز خاک بصر ما

ناسوخته از هستی ما خشک و تری نیست

ای آتش سودای تو در خشک و تر ما

در پای تو چون آب روان تا شده پستیم

از سایه سرو تو بلند است سر ما

چون مملکت حسن تو را حد و کران نیست

در عشق رخت کی به سر آید سفر ما؟

ای کرده به مه نسبت رویش مگرت نیست

از روی خدا شرم و ز روی قمر ما

جز روی تو در دیده ما روی که آید؟

ای آینه صورت رویت نظر ما

ای دیده خونبار بران از مژه ها سیل

زان پیش که طوفان شود از رهگذر ما

خاک قدم فضل خدا ار شوی ای جان

مانند نسیمی ببری سیم و زر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
  2. شمارهٔ ۱۰تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
  3. شمارهٔ ۱۱ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
  4. شمارهٔ ۱۲ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
  5. شمارهٔ ۱۳ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
  6. شمارهٔ ۱۴ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
  7. شمارهٔ ۱۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیای رموز لوح رویت عنده ام‌الکتاب
  8. شمارهٔ ۱۶ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.