پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب

زلفِ مشکینت شب قدر است و رویت ماهتاب

مستِ آن چشمِ خوشم کز ناتوانی یک نفس

همچو بختِ خفته‌ام سر برنمی‌آرد ز خواب

تا شد از شمعِ رُخَت پروانهٔ جان باخبر

هست چون زلفت بر آتش رشتهٔ جانم به تاب

حورِ عین بنشیند از غیرت بر آتش چون سپند

در بهشت از چهره چون فردا براندازی نقاب

ز آرزوی وصلِ رویت هر شب ای مَه تا سحر

جز خیالت چشم ما نقشی نمی‌بندد بر آب

نیست از مهر رخت خالی وجودم ذره‌ای

کی وجود ذره باشد بی‌وجود آفتاب

از رقیبانِ خطابین رخ بپوش ای مَه که شد

چهره پوشانیدن از چشمِ خطابینان صواب

ساقیا می ده که در دورِ لبِ میگونِ دوست

صد جهان تقوی نمی‌ارزد به یک جام شراب

جانِ بیمارم چو یادِ آن لبِ میگون کند

ساغرِ چشمم لبالب گردد از لعل مذاب

باد اگر بویی به چین از نکهتِ زلفت برد

از حَسَد افتد در آتش همچو عنبر مشکِ ناب

دور جام می بگردان امشب ای ساقی که من

از می سودای چشمش سرخوشم مست و خراب

چون لبِ لعلت که بازارِ شکر بشکسته است

گوهرِ نظمِ نسیمی، قیمت دُرِّ خوشاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
  2. شمارهٔ ۱۷چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب
  3. شمارهٔ ۱۸ای صفات تو عین موجودات
  4. شمارهٔ ۱۹زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
  5. شمارهٔ ۲۰ای کعبه جمال توام قبله صلات
  6. شمارهٔ ۲۱اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
  7. شمارهٔ ۲۲مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
  8. شمارهٔ ۲۳هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.