پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب

آیت نصر من الله آمد و فتح قریب

سوره قاف است رویش هر که این مصحف بخواند

گرچه کافر می نماید انه شی ء عجیب

رسم عشق و عاشقی اکنون پدید آید ز نو

چارده خط چون عیان شد بر رخ ماه حبیب

گرنه سر کفر و دین خواهد گشودن در جهان

از چه بندد زلف را بر چهره یار من صلیب

ای دل شوریده من! چون نشان داری ز دوست؟

چون خط او یافتی بر خوان و بردارش نصیب

چون سکندر گر ننوشد هر که او آب حیات

زان سواد وجه جانان صورتی باشد غریب

چون برآرد از چمن گل بوستان فضل حق

ای بسا عاشق که باشد در فغان چون عندلیب

پیش وجهش هالک آمد جمله عالم ای نسیم!

شاد زی زان روی و خرم، گو بمیر از غم رقیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
  2. شمارهٔ ۲۰ای کعبه جمال توام قبله صلات
  3. شمارهٔ ۲۱اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
  4. شمارهٔ ۲۲مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
  5. شمارهٔ ۲۳هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟
  6. شمارهٔ ۲۴عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
  7. شمارهٔ ۲۵زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
  8. شمارهٔ ۲۶سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.