پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳

می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا

می کند زلف چو زنجیر تو دیوانه مرا

شسته بودم ز می و جام و قدح دست ولی

می برد باز لبت بر سر پیمانه مرا

به هوای لب میگون تو گر خاک شوم

ذره ای کم نشود رغبت میخانه مرا

دانه خال تو آن روز که دیدم گفتم

دام زلف تو کند صید بدین دانه مرا

رخ مپوشان ز من، ای سوخته صدبار چو شمع

شوق روی تو، به یک شعله چو پروانه مرا

ترک سودای سر زلف سیاهت نکنم

گر به صد شاخ کنی همچو سر شانه مرا

مده ای زاهدم از شاهد و می توبه که نیست

چون تو گوشی که بود قابل افسانه مرا

منم و میکده و صحبت رندان همه عمر

نیست ای خواجه سر خلوت کاشانه مرا

گر طلسم تن من بشکند ایام، هنوز

گنج عشق تو بود در دل ویرانه مرا

در جهان تا بود از قبله و محراب نشان

قبله جان نبود جز رخ جانانه مرا

صاحب تاج و نگینم چو نسیمی، تا هست

بر سر از خاک درش افسر شاهانه مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵در عالم توحید چه پستی و چه بالا
  2. شمارهٔ ۶این حضور عاشقان است، الصلا
  3. شمارهٔ ۷ - ستایش فضل‌الله نعیمیای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
  4. شمارهٔ ۸آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
  5. شمارهٔ ۹ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
  6. شمارهٔ ۱۰تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
  7. شمارهٔ ۱۱ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
  8. شمارهٔ ۱۲ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.