پرش به محتوای اصلی
نسیمی

نسیمی

غزلیات

۲۹۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را
  2. شمارهٔ ۲ صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را
  3. شمارهٔ ۳ می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا
  4. شمارهٔ ۴ بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را
  5. شمارهٔ ۵ در عالم توحید چه پستی و چه بالا
  6. شمارهٔ ۶ این حضور عاشقان است، الصلا
  7. شمارهٔ ۷ - ستایش فضل‌الله نعیمی ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
  8. شمارهٔ ۸ آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
  9. شمارهٔ ۹ ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
  10. شمارهٔ ۱۰ تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
  11. شمارهٔ ۱۱ ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
  12. شمارهٔ ۱۲ ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
  13. شمارهٔ ۱۳ ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
  14. شمارهٔ ۱۴ ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
  15. شمارهٔ ۱۵ - ستایش فضل‌الله نعیمی ای رموز لوح رویت عنده ام‌الکتاب
  16. شمارهٔ ۱۶ ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
  17. شمارهٔ ۱۷ چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب
  18. شمارهٔ ۱۸ ای صفات تو عین موجودات
  19. شمارهٔ ۱۹ زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
  20. شمارهٔ ۲۰ ای کعبه جمال توام قبله صلات
  21. شمارهٔ ۲۱ اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
  22. شمارهٔ ۲۲ مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
  23. شمارهٔ ۲۳ هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟
  24. شمارهٔ ۲۴ عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
  25. شمارهٔ ۲۵ زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
  26. شمارهٔ ۲۶ سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
  27. شمارهٔ ۲۷ امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
  28. شمارهٔ ۲۸ من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
  29. شمارهٔ ۲۹ گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
  30. شمارهٔ ۳۰ ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
  31. شمارهٔ ۳۱ گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
  32. شمارهٔ ۳۲ مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
  33. شمارهٔ ۳۳ سلطان غمت را دل پردرد مقام است
  34. شمارهٔ ۳۴ مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
  35. شمارهٔ ۳۵ نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
  36. شمارهٔ ۳۶ منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
  37. شمارهٔ ۳۷ بخت ابد یار آن که با تو قرین است
  38. شمارهٔ ۳۸ عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
  39. شمارهٔ ۳۹ چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
  40. شمارهٔ ۴۰ ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  41. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهان مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
  42. شمارهٔ ۴۲ تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
  43. شمارهٔ ۴۳ آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  44. شمارهٔ ۴۴ چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  45. شمارهٔ ۴۵ ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
  46. شمارهٔ ۴۶ مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
  47. شمارهٔ ۴۷ بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
  48. شمارهٔ ۴۸ الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  49. شمارهٔ ۴۹ لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  50. شمارهٔ ۵۰ غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  51. شمارهٔ ۵۱ مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  52. شمارهٔ ۵۲ خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  53. شمارهٔ ۵۳ جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  54. شمارهٔ ۵۴ جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  55. شمارهٔ ۵۵ هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  56. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکو خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  57. شمارهٔ ۵۷ حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
  58. شمارهٔ ۵۸ نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
  59. شمارهٔ ۵۹ خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
  60. شمارهٔ ۶۰ آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت

متن اشعار به نقل از گنجور.