پرش به محتوای اصلی
نسیمی

نسیمی

غزلیات

۲۹۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ نظر برداشت از من تا حبیبم
  2. شمارهٔ ۱۸۲ من شاهباز زاده شاه شریعتم
  3. شمارهٔ ۱۸۳ من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم
  5. شمارهٔ ۱۸۵ در خمارم ساقیا! جام جمی می‌بایدم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمی من آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم
  7. شمارهٔ ۱۸۷ قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟
  9. شمارهٔ ۱۸۹ هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
  10. شمارهٔ ۱۹۰ منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
  11. شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضل‌الله نعیمی پیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
  12. شمارهٔ ۱۹۲ شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
  13. شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضل‌الله نعیمی فضل اله یار شد یار دگر چه می‌کنم
  14. شمارهٔ ۱۹۴ چشم مستش به خواب می‌بینم
  15. شمارهٔ ۱۹۵ شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
  16. شمارهٔ ۱۹۶ ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
  17. شمارهٔ ۱۹۷ علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم
  18. شمارهٔ ۱۹۸ ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم
  19. شمارهٔ ۱۹۹ چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
  20. شمارهٔ ۲۰۰ صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
  21. شمارهٔ ۲۰۱ با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
  22. شمارهٔ ۲۰۲ ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
  23. شمارهٔ ۲۰۳ گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
  24. شمارهٔ ۲۰۴ شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
  25. شمارهٔ ۲۰۵ ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
  26. شمارهٔ ۲۰۶ سر خدا که بود نهان در همه جهان
  27. شمارهٔ ۲۰۷ ح ا ج یا خدای جهان!
  28. شمارهٔ ۲۰۸ ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
  29. شمارهٔ ۲۰۹ به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتن
  30. شمارهٔ ۲۱۰ حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
  31. شمارهٔ ۲۱۱ تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
  32. شمارهٔ ۲۱۲ بیار باده که عید است و روز می خوردن
  33. شمارهٔ ۲۱۳ طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
  34. شمارهٔ ۲۱۴ گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
  35. شمارهٔ ۲۱۵ طالب یار، اول او را یار می‌باید شدن
  36. شمارهٔ ۲۱۶ من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
  37. شمارهٔ ۲۱۷ نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
  38. شمارهٔ ۲۱۸ ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
  39. شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضل‌الله نعیمی گر طالب بقایی اول فنا طلب کن
  40. شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظ بیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
  41. شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیت ای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
  42. شمارهٔ ۲۲۲ قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
  43. شمارهٔ ۲۲۳ با بخت سعد یارم چون هست یار با من
  44. شمارهٔ ۲۲۴ گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
  45. شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمی گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ای دهانت پسته خندان من
  47. شمارهٔ ۲۲۷ آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ای در بلا فتاده دل مبتلای من
  49. شمارهٔ ۲۲۹ با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
  50. شمارهٔ ۲۳۰ گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
  51. شمارهٔ ۲۳۱ آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
  52. شمارهٔ ۲۳۲ روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
  53. شمارهٔ ۲۳۳ عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
  54. شمارهٔ ۲۳۴ ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
  55. شمارهٔ ۲۳۵ ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
  56. شمارهٔ ۲۳۶ عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ندا آمد به جان از چرخ پروین
  58. شمارهٔ ۲۳۸ آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
  59. شمارهٔ ۲۳۹ زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
  60. شمارهٔ ۲۴۰ نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو

متن اشعار به نقل از گنجور.