پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۸۴۱ همچو شمعم به زبان شعله زند آتش آه
  2. شمارهٔ ۸۴۲ حلقه زلفش گشاد باد سحرگاه
  3. شمارهٔ ۸۴۳ رمید آن آهوی مشکین ز من آه
  4. شمارهٔ ۸۴۴ دلم شبها کشد زان دام زلف آه
  5. شمارهٔ ۸۴۵ ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه
  6. شمارهٔ ۸۴۶ منع سماع نغمه نی می کند فقیه
  7. شمارهٔ ۸۴۷ حدیث جم و جام لاغ است و لابه
  8. شمارهٔ ۸۴۸ آن که بالای تو را افراخته
  9. شمارهٔ ۸۴۹ ای خطت نقشی ز نو انگیخته
  10. شمارهٔ ۸۵۰ رسید از ره آن شاه خوبان پیاده
  11. شمارهٔ ۸۵۱ منم ز مهر تو شبها به فکر ماه فتاده
  12. شمارهٔ ۸۵۲ زهی رویت ز هر رویی نموده
  13. شمارهٔ ۸۵۳ آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
  14. شمارهٔ ۸۵۴ مرا دلی ست به صد گونه درد پرورده
  15. شمارهٔ ۸۵۵ میفکن به روز دگر قتل بنده
  16. شمارهٔ ۸۵۶ ای گشته دلم هزار باره
  17. شمارهٔ ۸۵۷ آن شوخ رسید اینک و خلقی به نظاره
  18. شمارهٔ ۸۵۸ گوید نگار من چو ز هجران کنم گله
  19. شمارهٔ ۸۵۹ ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
  20. شمارهٔ ۸۶۰ گر بنالم ز دل خاره برآید ناله
  21. شمارهٔ ۸۶۱ خوشا می از کف آن ماه چارده ساله
  22. شمارهٔ ۸۶۲ سلام الله ما ناحت حمامه
  23. شمارهٔ ۸۶۳ قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه
  24. شمارهٔ ۸۶۴ تعالی الله زهی شاه یگانه
  25. شمارهٔ ۸۶۵ مغنی به آواز چنگ و چغانه
  26. شمارهٔ ۸۶۶ منم امروز و اشک دانه دانه
  27. شمارهٔ ۸۶۷ شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
  28. شمارهٔ ۸۶۸ گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
  29. شمارهٔ ۸۶۹ آیینه باش و عکس رخش بین در آینه
  30. شمارهٔ ۸۷۰ باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
  31. شمارهٔ ۸۷۱ رسید یار طریق جفا رها کرده
  32. شمارهٔ ۸۷۲ رسید ترک من از تاب می عرق کرده
  33. شمارهٔ ۸۷۳ منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده
  34. شمارهٔ ۸۷۴ رخت که همچو گل از تاب می عرق کرده
  35. شمارهٔ ۸۷۵ منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
  36. شمارهٔ ۸۷۶ یا رب این منشور اقبال از کجا واصل شده
  37. شمارهٔ ۸۷۷ تا بسته ای به طره عنبرفشان گره
  38. شمارهٔ ۸۷۸ ای سر زلف تو گره بر گره
  39. شمارهٔ ۸۷۹ ای طره تو خم خم و گیسو گره گره
  40. شمارهٔ ۸۸۰ باز آی و مرهمی به دل ریش خسته نه
  41. شمارهٔ ۸۸۱ بر برگ گل رقم ز خط عنبرین منه
  42. شمارهٔ ۸۸۲ هر کس که نیست زنده به عشق تو مرده به
  43. شمارهٔ ۸۸۳ ساقیا صاف می عیش به خودکامان ده
  44. شمارهٔ ۸۸۴ ای غمت هر لحظه جان ناتوانی سوخته
  45. شمارهٔ ۸۸۵ دل کان میان نازک با خود خیال بسته
  46. شمارهٔ ۸۸۶ ای به قصد ملک دل حسنت سپاه آراسته
  47. شمارهٔ ۸۸۷ کی بود جانم ز بند غم رهایی یافته
  48. شمارهٔ ۸۸۸ ای بی تو ز دیده خواب رفته
  49. شمارهٔ ۸۸۹ کیست می آید قبا پوشیده دامن بر زده
  50. شمارهٔ ۸۹۰ برفت آن ماه و ما را در دل از وی صد هوس مانده
  51. شمارهٔ ۸۹۱ نشاید ای مه خورشید رخ تو را روزه
  52. شمارهٔ ۸۹۲ خوش آن دو یار که دل صاف کرده چون شیشه
  53. شمارهٔ ۸۹۳ چشم نگشایی ز ناز آخر چه ناز است این همه
  54. شمارهٔ ۸۹۴ گشاد گنج جواهر به بوستان ژاله
  55. شمارهٔ ۸۹۵ اشکی که تو را بر گل رخسار دویده
  56. شمارهٔ ۸۹۶ بی منت کس راست نشد زان قد و بالا
  57. شمارهٔ ۸۹۷ عشق جانان نهاد خوان بلا
  58. شمارهٔ ۸۹۸ ای تو را رخ فتنه و بالا بلا
  59. شمارهٔ ۸۹۹ زان تازه خط سبز که بر لب فزوده‌ای
  60. شمارهٔ ۹۰۰ بازم طفیل خیل سگان نام برده ای

متن اشعار به نقل از گنجور.