پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۳

قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه

به زرق و حیله کشی بار طیلسان و عمامه

بنوش جام مروق بسوز جامه ازرق

که خاص طالب جام است و عام عاشق جامه

همای طارم قدسی ز همت تو نشاید

که میل افسر هدهد کنی و طوق حمامه

به چشم نقص مبین نقش کارخانه هستی

نظر به گردش پرگار دار و جنبش خامه

ز عرض قصه ما طول یافت نامه قاصد

خوش آنکه طی شود این طول و عرض قاصد نامه

فروغ روی تو تابان بود ز جعد مسلسل

کضؤ لامع برق یلوح خلف غمامه

ز آتش دل جامی علم به چرخ کشیدی

لقد نصبت لسر الهوی علیه علامه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۵مغنی به آواز چنگ و چغانه
  2. شمارهٔ ۸۶۶منم امروز و اشک دانه دانه
  3. شمارهٔ ۸۶۷شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
  4. شمارهٔ ۸۶۸گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
  5. شمارهٔ ۸۶۹آیینه باش و عکس رخش بین در آینه
  6. شمارهٔ ۸۷۰باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
  7. شمارهٔ ۸۷۱رسید یار طریق جفا رها کرده
  8. شمارهٔ ۸۷۲رسید ترک من از تاب می عرق کرده
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.