پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۴

تعالی الله زهی شاه یگانه

زهی حسن و جمال جاودانه

درین بتخانه هر نقشی که بینم

تویی مقصود ما دیگر بهانه

نبیند چشم عارف عارض و خال

نجوید مرغ قدسی آب و دانه

اگر خوانی ز عشقم داستانی

نخوانی عشق مجنون جز فسانه

مجو اسرار عشق از شیخ خلوت

چه داند نطق طوطی مرغ خانه

میانت را چنان خواهم در آغوش

که مویی هم نگنجد در میانه

گذر کن بر سر جامی که دارد

سر خدمت به خاک آستانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۶منم امروز و اشک دانه دانه
  2. شمارهٔ ۸۶۷شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
  3. شمارهٔ ۸۶۸گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
  4. شمارهٔ ۸۶۹آیینه باش و عکس رخش بین در آینه
  5. شمارهٔ ۸۷۰باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
  6. شمارهٔ ۸۷۱رسید یار طریق جفا رها کرده
  7. شمارهٔ ۸۷۲رسید ترک من از تاب می عرق کرده
  8. شمارهٔ ۸۷۳منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.