پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۱

رسید یار طریق جفا رها کرده

گره ز ابرو و برقع ز روی وا کرده

نموده همچو گل از غنچه پیرهن ز قبا

هزار پیرهن صبر را قبا کرده

فشانده رشحه خوی از رخ و غبار از زلف

شمیم سنبل و گل همره صبا کرده

کشیده خط خطا بر من و نیارم برد

گمان که رای صوابش درین خطا کرده

ولی ز لطف عمیمش امید می دارم

که خط عفو کشد بر خطای ناکرده

صفای مشرب آن چشمه زلال نگر

که صد کدورت ما دیده و صفا کرده

نکرد توبه ز عشق تو جامی آخر عمر

چه جای توبه ز کاری که عمرها کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۳منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده
  2. شمارهٔ ۸۷۴رخت که همچو گل از تاب می عرق کرده
  3. شمارهٔ ۸۷۵منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
  4. شمارهٔ ۸۷۶یا رب این منشور اقبال از کجا واصل شده
  5. شمارهٔ ۸۷۷تا بسته ای به طره عنبرفشان گره
  6. شمارهٔ ۸۷۸ای سر زلف تو گره بر گره
  7. شمارهٔ ۸۷۹ای طره تو خم خم و گیسو گره گره
  8. شمارهٔ ۸۸۰باز آی و مرهمی به دل ریش خسته نه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.