پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۶

یا رب این منشور اقبال از کجا واصل شده

کز وصولش کار مشتاقان به کام دل شده

یارب این دیباچه آمال نقش کلک کیست

کانچه محصول مرادات است ازان حاصل شده

پایدار است از مسلسل خطش ایام حیات

گویی آن زنجیر پای عمر مستعجل شده

نامه فتح است نی نی آیت معجز نشان

ز آسمان بهر نجات خاکیان نازل شده

حاصل فحوای آیت آنکه از دیوان فضل

نصرتی کامل نصیب خسرو عادل شده

شاه ابوالغازی که هر جا قاف تا قاف جهان

فتنه روی آورده تیغش پیش آن حایل شده

نوک رمح او روان بگشاده هر جا نکته ای

در دل دشمن ز اسرار اجل مشکل شده

ظلم گو چون سایه بنشین در تگ چاه عدم

کافتاب عدل او آفاق را شامل شده

جامی از بهر مدیح او زبان بگشاده است

بارها و آخر به عجز خویشتن قایل شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۸ای سر زلف تو گره بر گره
  2. شمارهٔ ۸۷۹ای طره تو خم خم و گیسو گره گره
  3. شمارهٔ ۸۸۰باز آی و مرهمی به دل ریش خسته نه
  4. شمارهٔ ۸۸۱بر برگ گل رقم ز خط عنبرین منه
  5. شمارهٔ ۸۸۲هر کس که نیست زنده به عشق تو مرده به
  6. شمارهٔ ۸۸۳ساقیا صاف می عیش به خودکامان ده
  7. شمارهٔ ۸۸۴ای غمت هر لحظه جان ناتوانی سوخته
  8. شمارهٔ ۸۸۵دل کان میان نازک با خود خیال بسته
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.