پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۳

منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده

ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده

ز لطف خویش به هر جا گشاده گل ورقی

به خط سبز رخت نسخ آن ورق کرده

به صحن باغ گذر کانچه داشت غنچه گره

گل از برای نثار تو بر طبق کرده

نشسته بر رخ گل شبنم است یا ز نسیم

شنیده نکهت تو وز حیا عرق کرده

گل از چه خلعت خوبی به تازگی پوشید

به چشم خلق جمال تواش خلق کرده

ز هستیم رمقی مانده است کی باشد

هجوم عشق تو تاراج آن رمق کرده

حدیث عشق ز جامی شنو که شام و سحر

به کنج مدرسه تحقیق این سبق کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۵منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
  2. شمارهٔ ۸۷۶یا رب این منشور اقبال از کجا واصل شده
  3. شمارهٔ ۸۷۷تا بسته ای به طره عنبرفشان گره
  4. شمارهٔ ۸۷۸ای سر زلف تو گره بر گره
  5. شمارهٔ ۸۷۹ای طره تو خم خم و گیسو گره گره
  6. شمارهٔ ۸۸۰باز آی و مرهمی به دل ریش خسته نه
  7. شمارهٔ ۸۸۱بر برگ گل رقم ز خط عنبرین منه
  8. شمارهٔ ۸۸۲هر کس که نیست زنده به عشق تو مرده به
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.