پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۰

باری دگرم کش به جفا داغ به سینه

تا مرهم پیشینه شود داغ پسینه

هیهات که شایسته غم های تو گردد

تا دل نشود پاک ز غل سینه ز کینه

پیش آ که به بر گیرمت ار طالب عشقی

کین درد سرایت کند از سینه به سینه

گنجی ست دل من که ز پیکان تو دارد

صد گوهر سیراب به هر کنج دفینه

دل جای غم توست نگه دارش از اغیار

شرط است ز شاهان جهان پاس خزینه

جانم سوی تن ز آرزوی خال تو آمد

چون مرغ که آید به زمین از پی چینه

تا یار کند میل غزل های تو جامی

از خون جگر رنگ کن اوراق سفینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۲رسید ترک من از تاب می عرق کرده
  2. شمارهٔ ۸۷۳منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده
  3. شمارهٔ ۸۷۴رخت که همچو گل از تاب می عرق کرده
  4. شمارهٔ ۸۷۵منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
  5. شمارهٔ ۸۷۶یا رب این منشور اقبال از کجا واصل شده
  6. شمارهٔ ۸۷۷تا بسته ای به طره عنبرفشان گره
  7. شمارهٔ ۸۷۸ای سر زلف تو گره بر گره
  8. شمارهٔ ۸۷۹ای طره تو خم خم و گیسو گره گره
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.