پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

ای گشته دلم هزار باره

از تیغ غمت هزار پاره

من غرقه میان خون ز گریه

خوش خنده زنان تو از کناره

نزدیک به مردنم ز شوقت

بگذار ز دور یک نظاره

جز تیغ تو نیست چارهٔ ما

باز آ که به دست توست چاره

در کوی تو هر کسی به کاریست

ما هیچ کسیم و هیچ کاره

پیش سم توسنت نهم سر

هر جا به سرم رسی سواره

گریان بگذشتم از دیارت

شد منزل ماه پر ستاره

از بهر جفا کشیدن تو

خواهم چو دلت تنی ز خاره

کرد از در نظم خویش جامی

در گوش زمانه گوشواره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸گوید نگار من چو ز هجران کنم گله
  2. شمارهٔ ۸۵۹ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
  3. شمارهٔ ۸۶۰گر بنالم ز دل خاره برآید ناله
  4. شمارهٔ ۸۶۱خوشا می از کف آن ماه چارده ساله
  5. شمارهٔ ۸۶۲سلام الله ما ناحت حمامه
  6. شمارهٔ ۸۶۳قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه
  7. شمارهٔ ۸۶۴تعالی الله زهی شاه یگانه
  8. شمارهٔ ۸۶۵مغنی به آواز چنگ و چغانه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.