پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۱

خوشا می از کف آن ماه چارده ساله

که بهر نقل دهد بوسه ای ز دنباله

رسیده غره شوال و ماه روزه گذشت

بیار می که همین بود توبه را حاله

پیاله گیر و ز آلایش گناه مترس

که برد طاعت یک ماهه جرم یکساله

مراست آتش تب در جگر نمی دانم

تو را به گرد لب از بهر چیست تبخاله

به هوش باش که راه بسی مجرد زد

عروس دهر که مکاره ای ست محتاله

به لاف ناخلفان زمانه غره مشو

مرو چو سامری از ره به بانگ گوساله

چو دل به عشوه شاهد کشد تو را جامی

مکش ملال ز غنج و دلال دلاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۳قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه
  2. شمارهٔ ۸۶۴تعالی الله زهی شاه یگانه
  3. شمارهٔ ۸۶۵مغنی به آواز چنگ و چغانه
  4. شمارهٔ ۸۶۶منم امروز و اشک دانه دانه
  5. شمارهٔ ۸۶۷شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
  6. شمارهٔ ۸۶۸گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
  7. شمارهٔ ۸۶۹آیینه باش و عکس رخش بین در آینه
  8. شمارهٔ ۸۷۰باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.