پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۰

گر بنالم ز دل خاره برآید ناله

ور بگریم ز گل تیره بروید لاله

گشته دنبال سفر کرده سواری ست روان

اشک سرخم که بدین گونه کشد دنباله

آنچه در وصله نشیند به غم عشق مرا

نیست غیر از دلی آن نیز به صد پرکاله

جان ستد نسیه که یک بوسه بها خواهم داد

کی بود کی که رسد نسیه ما را حاله

خوردم از خال لب او به تخیل بوسی

زد ز شیرینی آن بوسه لبم تبخاله

گر زند با لب آن غنچه دهن لاف ز لطف

دهن غنچه کند پاره به دندان ژاله

چارده ساله مهی پنجه جامی برتافت

کرد بیرون ز کفش حاصل پنجه ساله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۲سلام الله ما ناحت حمامه
  2. شمارهٔ ۸۶۳قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه
  3. شمارهٔ ۸۶۴تعالی الله زهی شاه یگانه
  4. شمارهٔ ۸۶۵مغنی به آواز چنگ و چغانه
  5. شمارهٔ ۸۶۶منم امروز و اشک دانه دانه
  6. شمارهٔ ۸۶۷شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
  7. شمارهٔ ۸۶۸گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
  8. شمارهٔ ۸۶۹آیینه باش و عکس رخش بین در آینه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.