پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۹

ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله

بر طرف باغ نرگس بر روی دشت لاله

از جام لاله میگون گشته ست غنچه را لب

یا خود به زخم دندان در خون گرفته ژاله

هر دم ز دفتر گل خواند به باغ بلبل

حرفی که شرح دادن نتوان به صد رساله

با دختر رز از سر، بستیم تازه عقدی

محصول عقل و دانش کردیم در قباله

نی من به خود فتادم در کوی عشق و مستی

از قسمت ازل شد این دولتم حواله

مه می کند تنزل بعد از چهارده لیک

هر لحظه در ترقی ست آن ماه هژده ساله

عالی ست قصر عشرت آن شاه عاشقان را

جامی بلندتر کن آهنگ آه و ناله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۱خوشا می از کف آن ماه چارده ساله
  2. شمارهٔ ۸۶۲سلام الله ما ناحت حمامه
  3. شمارهٔ ۸۶۳قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه
  4. شمارهٔ ۸۶۴تعالی الله زهی شاه یگانه
  5. شمارهٔ ۸۶۵مغنی به آواز چنگ و چغانه
  6. شمارهٔ ۸۶۶منم امروز و اشک دانه دانه
  7. شمارهٔ ۸۶۷شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
  8. شمارهٔ ۸۶۸گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.