پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۵

میفکن به روز دگر قتل بنده

که روز دگر را که مرده که زنده

بود حق بنده ز تیغ تو زخمی

خدا را مکن ظلم در حق بنده

نبودم پسندیده صحبت تو

به دیداری از دور کردم بسنده

ز چاک گریبان تن نازک تو

مرا چاک در دامن جان فکنده

دل سخت چون سنگ شیرین چه آگه

ز جانی که فرهاد در کوه کنده

من ابر بهارم تو گلبرگ خندان

مرا کار گریه تو را خوی خنده

چه دوزی به هم دلق صد پاره جامی

نیابی دل زنده از دلق ژنده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۷آن شوخ رسید اینک و خلقی به نظاره
  2. شمارهٔ ۸۵۸گوید نگار من چو ز هجران کنم گله
  3. شمارهٔ ۸۵۹ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
  4. شمارهٔ ۸۶۰گر بنالم ز دل خاره برآید ناله
  5. شمارهٔ ۸۶۱خوشا می از کف آن ماه چارده ساله
  6. شمارهٔ ۸۶۲سلام الله ما ناحت حمامه
  7. شمارهٔ ۸۶۳قبول خاص طلب چند بهر خاطر عامه
  8. شمارهٔ ۸۶۴تعالی الله زهی شاه یگانه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.