پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۴

گشاد گنج جواهر به بوستان ژاله

به فرش سرو و سمن شد گهرفشان ژاله

گسست سبحه روحانیان که سوی زمین

فتد چو مهره تسبیح از آسمان ژاله

میان شاخ و شکوفه خوش اجتماعی بود

که سنگ تفرقه انداخت در میان ژاله

گرفت بچه طوطی همه بساط چمن

چو طوطی فلک انداخت بیضه سان ژاله

دراز کرد در اوصاف گل زبان سوسن

ز غیرتش گره افکند بر زبان ژاله

گهر ز بحر شود زاده عکس آن بنگر

چو سیلها کند از هر طرف روان ژاله

چو عاشقی که زند سنگریزه بر معشوق

به باغ شاهد گل را کند نشان ژاله

دکان شیشه گر است از حباب آب شمر

که سنگ می فکند سوی آن دکان ژاله

چو بوته ایست سرخ لاله کش هر دم

پی گداز نهد سیم در دهان ژاله

کلام مدعی و جامی آن زمان که شود

در امتحان گهر رشته بیان ژاله

بود دو قطره نازل شده ز فیض سحاب

که گردد این به مثل در ناب و آن ژاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۶بی منت کس راست نشد زان قد و بالا
  2. شمارهٔ ۸۹۷عشق جانان نهاد خوان بلا
  3. شمارهٔ ۸۹۸ای تو را رخ فتنه و بالا بلا
  4. شمارهٔ ۸۹۹زان تازه خط سبز که بر لب فزوده‌ای
  5. شمارهٔ ۹۰۰بازم طفیل خیل سگان نام برده ای
  6. شمارهٔ ۹۰۱حسن خویش از روی خوبان آشکارا کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۹۰۲ای سرو راستین که کُلَهْ کج نهاده‌ای
  8. شمارهٔ ۹۰۳ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ای
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.