پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۳

رمید آن آهوی مشکین ز من آه

نای عنی غزال کنت اهواه

خدا را ای صبا آگاهیم ده

که آن آهو کجا دارد چراگاه

ز ما بگریخت چون مشکین غزالی

الا یالیت شعری این مرعاه

نیارم شرح کردن آنچه دیدم

من از نادیدن آن نازنین ماه

ز خونین اشک من دانند مردم

وان لم اشک مما کنت القاه

منم در انتظار او شب و روز

نشسته گوش بر در چشم بر راه

ز طیب زلف او عطر کفن برد

چو شد با خاک جامی طاب مثواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۵ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه
  2. شمارهٔ ۸۴۶منع سماع نغمه نی می کند فقیه
  3. شمارهٔ ۸۴۷حدیث جم و جام لاغ است و لابه
  4. شمارهٔ ۸۴۸آن که بالای تو را افراخته
  5. شمارهٔ ۸۴۹ای خطت نقشی ز نو انگیخته
  6. شمارهٔ ۸۵۰رسید از ره آن شاه خوبان پیاده
  7. شمارهٔ ۸۵۱منم ز مهر تو شبها به فکر ماه فتاده
  8. شمارهٔ ۸۵۲زهی رویت ز هر رویی نموده
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.