پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۶۱ گرفت از رشک رویت ماه تابی
  2. شمارهٔ ۱۲۶۲ دلا این عشقبازی تا به کی بی
  3. شمارهٔ ۱۲۶۳ زان لعل لبم بده زکاتی
  4. شمارهٔ ۱۲۶۴ ای دل ز شراب عشق مستی
  5. شمارهٔ ۱۲۶۵ تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی
  6. شمارهٔ ۱۲۶۶ من ندارم بی رخت از زندگانی راحتی
  7. شمارهٔ ۱۲۶۷ چه کردم تا ز من دل برگرفتی
  8. شمارهٔ ۱۲۶۸ ای مسلمانان خدا را همّتی
  9. شمارهٔ ۱۲۶۹ دارم به لطف عام تو چشم عنایتی
  10. شمارهٔ ۱۲۷۰ گفتم ز جور دوست بگویم حکایتی
  11. شمارهٔ ۱۲۷۱ دردا که نیست روز غمت را نهایتی
  12. شمارهٔ ۱۲۷۲ به رخ چون ماه تابانی به قد چون سرو آزادی
  13. شمارهٔ ۱۲۷۳ ز کوی دوست آمد شاد بادی
  14. شمارهٔ ۱۲۷۴ دلا در عشقبازی نیک مردی
  15. شمارهٔ ۱۲۷۵ گر مرا با درد عشقت چاره بودی خوش بدی
  16. شمارهٔ ۱۲۷۶ یک شب به لطف از در ما درنیامدی
  17. شمارهٔ ۱۲۷۷ تا کی ای دیده دل اندر رخ جانان بندی
  18. شمارهٔ ۱۲۷۸ گهی بزم طرب را ساختندی
  19. شمارهٔ ۱۲۷۹ دلا خود را به مهرویی چه بندی
  20. شمارهٔ ۱۲۸۰ بگو چگونه دهم شرح آرزومندی
  21. شمارهٔ ۱۲۸۱ گلبن وصل ز باغ دل ما برکندی
  22. شمارهٔ ۱۲۸۲ چه جرم رفت که یکباره مهر ببریدی
  23. شمارهٔ ۱۲۸۳ گر شبی روی چو ماه تو دو چشمم دیدی
  24. شمارهٔ ۱۲۸۴ به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری
  25. شمارهٔ ۱۲۸۵ مگر با ما سر یاری نداری
  26. شمارهٔ ۱۲۸۶ ای که ز دولت و اقبال تو برخورداری
  27. شمارهٔ ۱۲۸۷ صبا اگر به سر کوی او گذر داری
  28. شمارهٔ ۱۲۸۸ دلم ز دست ببردی و جان به سر باری
  29. شمارهٔ ۱۲۸۹ بگو تا کی دلم را تنگ داری
  30. شمارهٔ ۱۲۹۰ چرا بی جرم با ما جنگ داری
  31. شمارهٔ ۱۲۹۱ نگارینا ز نامم ننگ داری
  32. شمارهٔ ۱۲۹۲ چه باشد ار ز من خسته دل تو یاد آری
  33. شمارهٔ ۱۲۹۳ دلم ببردی و دانم که قصد جان داری
  34. شمارهٔ ۱۲۹۴ صبا بازآ که درمانم تو داری
  35. شمارهٔ ۱۲۹۵ چون چشم بد از روی خودم دور چه داری
  36. شمارهٔ ۱۲۹۶ ای دل به سر کویش رو گر هوسی داری
  37. شمارهٔ ۱۲۹۷ ای دل به درد عشقش دانم دوا نداری
  38. شمارهٔ ۱۲۹۸ نگارا رسم دلداری نداری
  39. شمارهٔ ۱۲۹۹ گرَم بودی به وصلت اختیاری
  40. شمارهٔ ۱۳۰۰ دلا تا کی چنین در زیر باری
  41. شمارهٔ ۱۳۰۱ چه خوش بادیست باد نوبهاری
  42. شمارهٔ ۱۳۰۲ که دارد در دو عالم چون تو یاری
  43. شمارهٔ ۱۳۰۳ که را باشد به عالم چون تو یاری
  44. شمارهٔ ۱۳۰۴ حاش‌لله که مرا جز تو بوَد دلداری
  45. شمارهٔ ۱۳۰۵ به دردی دل گرفتارست باری
  46. شمارهٔ ۱۳۰۶ نیست یاری به جهان مثل تو کس دلداری
  47. شمارهٔ ۱۳۰۷ به امیدی که برآید مه رویت سحری
  48. شمارهٔ ۱۳۰۸ چه باشد ار به من خسته دل کنی نظری
  49. شمارهٔ ۱۳۰۹ چه شود گر فکند بر من مسکین نظری
  50. شمارهٔ ۱۳۱۰ الهی تو بگشا به لطفت دری
  51. شمارهٔ ۱۳۱۱ که را طاقت بود بر درد دوری
  52. شمارهٔ ۱۳۱۲ فدای جان منست آن نگار چون حوری
  53. شمارهٔ ۱۳۱۳ دل برده‌ای از دست من ای کان لطف و دلبری
  54. شمارهٔ ۱۳۱۴ سهی سروا چرا با ما نسازی
  55. شمارهٔ ۱۳۱۵ بس دولت فیروزست در پای تو سربازی
  56. شمارهٔ ۱۳۱۶ تو تا کی با من مسکین نسازی
  57. شمارهٔ ۱۳۱۷ تا کی ز سر زلف تو ما را ننوازی
  58. شمارهٔ ۱۳۱۸ وقت آنست که بر ما نظری اندازی
  59. شمارهٔ ۱۳۱۹ دلا تو با من مسکین چرا نمی‌سازی
  60. شمارهٔ ۱۳۲۰ چرا تو درد دلم را دوا نمی‌سازی

متن اشعار به نقل از گنجور.