فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۶۱ گرفت از رشک رویت ماه تابی
- شمارهٔ ۱۲۶۲ دلا این عشقبازی تا به کی بی
- شمارهٔ ۱۲۶۳ زان لعل لبم بده زکاتی
- شمارهٔ ۱۲۶۴ ای دل ز شراب عشق مستی
- شمارهٔ ۱۲۶۵ تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی
- شمارهٔ ۱۲۶۶ من ندارم بی رخت از زندگانی راحتی
- شمارهٔ ۱۲۶۷ چه کردم تا ز من دل برگرفتی
- شمارهٔ ۱۲۶۸ ای مسلمانان خدا را همّتی
- شمارهٔ ۱۲۶۹ دارم به لطف عام تو چشم عنایتی
- شمارهٔ ۱۲۷۰ گفتم ز جور دوست بگویم حکایتی
- شمارهٔ ۱۲۷۱ دردا که نیست روز غمت را نهایتی
- شمارهٔ ۱۲۷۲ به رخ چون ماه تابانی به قد چون سرو آزادی
- شمارهٔ ۱۲۷۳ ز کوی دوست آمد شاد بادی
- شمارهٔ ۱۲۷۴ دلا در عشقبازی نیک مردی
- شمارهٔ ۱۲۷۵ گر مرا با درد عشقت چاره بودی خوش بدی
- شمارهٔ ۱۲۷۶ یک شب به لطف از در ما درنیامدی
- شمارهٔ ۱۲۷۷ تا کی ای دیده دل اندر رخ جانان بندی
- شمارهٔ ۱۲۷۸ گهی بزم طرب را ساختندی
- شمارهٔ ۱۲۷۹ دلا خود را به مهرویی چه بندی
- شمارهٔ ۱۲۸۰ بگو چگونه دهم شرح آرزومندی
- شمارهٔ ۱۲۸۱ گلبن وصل ز باغ دل ما برکندی
- شمارهٔ ۱۲۸۲ چه جرم رفت که یکباره مهر ببریدی
- شمارهٔ ۱۲۸۳ گر شبی روی چو ماه تو دو چشمم دیدی
- شمارهٔ ۱۲۸۴ به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری
- شمارهٔ ۱۲۸۵ مگر با ما سر یاری نداری
- شمارهٔ ۱۲۸۶ ای که ز دولت و اقبال تو برخورداری
- شمارهٔ ۱۲۸۷ صبا اگر به سر کوی او گذر داری
- شمارهٔ ۱۲۸۸ دلم ز دست ببردی و جان به سر باری
- شمارهٔ ۱۲۸۹ بگو تا کی دلم را تنگ داری
- شمارهٔ ۱۲۹۰ چرا بی جرم با ما جنگ داری
- شمارهٔ ۱۲۹۱ نگارینا ز نامم ننگ داری
- شمارهٔ ۱۲۹۲ چه باشد ار ز من خسته دل تو یاد آری
- شمارهٔ ۱۲۹۳ دلم ببردی و دانم که قصد جان داری
- شمارهٔ ۱۲۹۴ صبا بازآ که درمانم تو داری
- شمارهٔ ۱۲۹۵ چون چشم بد از روی خودم دور چه داری
- شمارهٔ ۱۲۹۶ ای دل به سر کویش رو گر هوسی داری
- شمارهٔ ۱۲۹۷ ای دل به درد عشقش دانم دوا نداری
- شمارهٔ ۱۲۹۸ نگارا رسم دلداری نداری
- شمارهٔ ۱۲۹۹ گرَم بودی به وصلت اختیاری
- شمارهٔ ۱۳۰۰ دلا تا کی چنین در زیر باری
- شمارهٔ ۱۳۰۱ چه خوش بادیست باد نوبهاری
- شمارهٔ ۱۳۰۲ که دارد در دو عالم چون تو یاری
- شمارهٔ ۱۳۰۳ که را باشد به عالم چون تو یاری
- شمارهٔ ۱۳۰۴ حاشلله که مرا جز تو بوَد دلداری
- شمارهٔ ۱۳۰۵ به دردی دل گرفتارست باری
- شمارهٔ ۱۳۰۶ نیست یاری به جهان مثل تو کس دلداری
- شمارهٔ ۱۳۰۷ به امیدی که برآید مه رویت سحری
- شمارهٔ ۱۳۰۸ چه باشد ار به من خسته دل کنی نظری
- شمارهٔ ۱۳۰۹ چه شود گر فکند بر من مسکین نظری
- شمارهٔ ۱۳۱۰ الهی تو بگشا به لطفت دری
- شمارهٔ ۱۳۱۱ که را طاقت بود بر درد دوری
- شمارهٔ ۱۳۱۲ فدای جان منست آن نگار چون حوری
- شمارهٔ ۱۳۱۳ دل بردهای از دست من ای کان لطف و دلبری
- شمارهٔ ۱۳۱۴ سهی سروا چرا با ما نسازی
- شمارهٔ ۱۳۱۵ بس دولت فیروزست در پای تو سربازی
- شمارهٔ ۱۳۱۶ تو تا کی با من مسکین نسازی
- شمارهٔ ۱۳۱۷ تا کی ز سر زلف تو ما را ننوازی
- شمارهٔ ۱۳۱۸ وقت آنست که بر ما نظری اندازی
- شمارهٔ ۱۳۱۹ دلا تو با من مسکین چرا نمیسازی
- شمارهٔ ۱۳۲۰ چرا تو درد دلم را دوا نمیسازی
متن اشعار به نقل از گنجور.