پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۹

بگو تا کی دلم را تنگ داری

جهانی را تو با نیرنگ داری

نداری رحمتی بر حال زارم

دلی بس سخت همچون سنگ داری

مرا صلحست با روی تو جانا

چرا دایم تو با ما جنگ داری

نگارینا چرا در عشقبازی

ز نام عاشقانت ننگ داری

به جان ورزم وفایت را ولی تو

همیشه بر جفا آهنگ داری

اثر در آهت ای دل نیست باری

که بر آئینهٔ جان زنگ داری

به گل گفتم ز روی خوب یارم

به خوش بویی تو بوی و رنگ داری

بگفت ای بلبل مست جهانگیر

که در عشق رُخَش آهنگ داری

مرا خار جفا بر جای جانست

تویی کان گلستان در چنگ داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۱نگارینا ز نامم ننگ داری
  2. شمارهٔ ۱۲۹۲چه باشد ار ز من خسته دل تو یاد آری
  3. شمارهٔ ۱۲۹۳دلم ببردی و دانم که قصد جان داری
  4. شمارهٔ ۱۲۹۴صبا بازآ که درمانم تو داری
  5. شمارهٔ ۱۲۹۵چون چشم بد از روی خودم دور چه داری
  6. شمارهٔ ۱۲۹۶ای دل به سر کویش رو گر هوسی داری
  7. شمارهٔ ۱۲۹۷ای دل به درد عشقش دانم دوا نداری
  8. شمارهٔ ۱۲۹۸نگارا رسم دلداری نداری
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.