پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۰

چرا بی جرم با ما جنگ داری

همه سوی جفا آهنگ داری

نگویی کز چه رو ای دوست جانا

چو گل یک هفته بو و رنگ داری

دل ما با دهان تست از آن روی

دهانی چون دل ما تنگ داری

مرا نام لبت کام زبانست

تو نامم بشنوی زان ننگ داری

چو چشمت در جهانداری نگارا

هزاران شیوه و نیرنگ داری

دلا در چنگ غم چون نِیْ همی نال

که باد از وصل او در چنگ داری

به چشم دل نمی‌بینی جهان را

که بر آیینهٔ دل زنگ داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۲چه باشد ار ز من خسته دل تو یاد آری
  2. شمارهٔ ۱۲۹۳دلم ببردی و دانم که قصد جان داری
  3. شمارهٔ ۱۲۹۴صبا بازآ که درمانم تو داری
  4. شمارهٔ ۱۲۹۵چون چشم بد از روی خودم دور چه داری
  5. شمارهٔ ۱۲۹۶ای دل به سر کویش رو گر هوسی داری
  6. شمارهٔ ۱۲۹۷ای دل به درد عشقش دانم دوا نداری
  7. شمارهٔ ۱۲۹۸نگارا رسم دلداری نداری
  8. شمارهٔ ۱۲۹۹گرَم بودی به وصلت اختیاری
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.