پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۵

تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی

بی خطایی از چه رو راه خطا برداشتی

ای بت سیمین‌بر نامهربان سنگ دل

شرم بادت بی گناهی دل ز ما برداشتی

نارسیده از گلستان رخت بویی به ما

از چه معنی خنجر خار جفا برداشتی

ای دل آشفتهٔ شیدای سرگردان بگو

کز میان مهربانان خود که را برداشتی

آنکه از جان و جهانت در طلب سرگشته بود

چون تو را گشته‌ست از او خاطر چرا برداشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۷چه کردم تا ز من دل برگرفتی
  2. شمارهٔ ۱۲۶۸ای مسلمانان خدا را همّتی
  3. شمارهٔ ۱۲۶۹دارم به لطف عام تو چشم عنایتی
  4. شمارهٔ ۱۲۷۰گفتم ز جور دوست بگویم حکایتی
  5. شمارهٔ ۱۲۷۱دردا که نیست روز غمت را نهایتی
  6. شمارهٔ ۱۲۷۲به رخ چون ماه تابانی به قد چون سرو آزادی
  7. شمارهٔ ۱۲۷۳ز کوی دوست آمد شاد بادی
  8. شمارهٔ ۱۲۷۴دلا در عشقبازی نیک مردی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.