پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۰

دلا تا کی چنین در زیر باری

سبکباری مجوی ار مرد کاری

به بند حرص تا کی بسته باشی

چرا سرگشته همچون روزگاری

مخور غم بیش ازین بر کار عالم

مبر زین بیش از کس بردباری

نگویی این همه خواری و بیداد

ز روبه کی کشد شیر شکاری

عزیز بس کسی بودم کنون دل

ز دستت می‌کشم بس جور و زاری

تو را من بنده‌ام ای سرو آزاد

اگرچه میل وصل ما نداری

بحمدالله نگارینا که دیگر

جهان خرّم شد از باد بهاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۲که دارد در دو عالم چون تو یاری
  2. شمارهٔ ۱۳۰۳که را باشد به عالم چون تو یاری
  3. شمارهٔ ۱۳۰۴حاش‌لله که مرا جز تو بوَد دلداری
  4. شمارهٔ ۱۳۰۵به دردی دل گرفتارست باری
  5. شمارهٔ ۱۳۰۶نیست یاری به جهان مثل تو کس دلداری
  6. شمارهٔ ۱۳۰۷به امیدی که برآید مه رویت سحری
  7. شمارهٔ ۱۳۰۸چه باشد ار به من خسته دل کنی نظری
  8. شمارهٔ ۱۳۰۹چه شود گر فکند بر من مسکین نظری
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.