پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۱

گرفت از رشک رویت ماه تابی

که چون رویت نباشد ماهتابی

به ظلمات شب هجران اسیرم

مگر روزی برآید آفتابی

در این آتش که من بودم ز هجران

نزد بر روی من جز دیده آبی

به امید خیال روی خوبت

به جان تو که مشتاقم به خوابی

دلم بر آتش هجرت کبابست

ز وصلت شکّری ده یا کبابی

ندارم چاره‌ای با چشم مستش

ز عشقش می‌کشم هر دم عذابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۳زان لعل لبم بده زکاتی
  2. شمارهٔ ۱۲۶۴ای دل ز شراب عشق مستی
  3. شمارهٔ ۱۲۶۵تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی
  4. شمارهٔ ۱۲۶۶من ندارم بی رخت از زندگانی راحتی
  5. شمارهٔ ۱۲۶۷چه کردم تا ز من دل برگرفتی
  6. شمارهٔ ۱۲۶۸ای مسلمانان خدا را همّتی
  7. شمارهٔ ۱۲۶۹دارم به لطف عام تو چشم عنایتی
  8. شمارهٔ ۱۲۷۰گفتم ز جور دوست بگویم حکایتی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.