پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۸

گهی بزم طرب را ساختندی

گهی نرد هوس را باختندی

به خلوتگاه خاص و مجلس انس

همی جام طرب پرداختندی

کُمیت و خنگِ فرصت را به شادی

به میدان سعادت تاختندی

به میدان شجاعت گوی دولت

به چوگان ارادت باختندی

به مردی روز جنگ از فرق جمشید

کلاه خسروی انداختندی

به گاه بار دادن عالمی را

بزرگ از خردشان نشناختندی

کو آن گردنگشان ای بخت وارون

که گردون بر فلک افراختندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۰بگو چگونه دهم شرح آرزومندی
  2. شمارهٔ ۱۲۸۱گلبن وصل ز باغ دل ما برکندی
  3. شمارهٔ ۱۲۸۲چه جرم رفت که یکباره مهر ببریدی
  4. شمارهٔ ۱۲۸۳گر شبی روی چو ماه تو دو چشمم دیدی
  5. شمارهٔ ۱۲۸۴به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری
  6. شمارهٔ ۱۲۸۵مگر با ما سر یاری نداری
  7. شمارهٔ ۱۲۸۶ای که ز دولت و اقبال تو برخورداری
  8. شمارهٔ ۱۲۸۷صبا اگر به سر کوی او گذر داری
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.