فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۶۱ جهان را دولت و بختی جوان بود
- شمارهٔ ۶۶۲ گر کسی را درد بی درمان بود
- شمارهٔ ۶۶۳ چون دیدهام به هجر رخت پر ز خون بُوَد
- شمارهٔ ۶۶۴ آن کس که مرا از دو جهان یار گزین بود
- شمارهٔ ۶۶۵ خوش آن شبم که ز روی تو ماهتابی بود
- شمارهٔ ۶۶۶ چون مرا با عشق تو دردی بُوَد
- شمارهٔ ۶۶۷ کامم ز نوش داروی وصلت روا نبود
- شمارهٔ ۶۶۸ دل ما بردی و یک دم طرف مات نبود
- شمارهٔ ۶۶۹ گرم چه داعیهٔ عشق آن نگار نبود
- شمارهٔ ۶۷۰ ز ابر بر رخ ماهم نقاب خوش نبود
- شمارهٔ ۶۷۱ زین بیش با فراق تواَم ساختن نبود
- شمارهٔ ۶۷۲ یار ما را بیش از این با ما سر یاری نبود
- شمارهٔ ۶۷۳ تا دلم را کردهای مأوای خود
- شمارهٔ ۶۷۴ گمان مبر که دلم از سر وفا برود
- شمارهٔ ۶۷۵ دلبرا نقش خیالت ز دل ما نرود
- شمارهٔ ۶۷۶ امید بود که یار از سر وفا نرود
- شمارهٔ ۶۷۷ سرو سیمینم به تنها میرود
- شمارهٔ ۶۷۸ از حال من نگار مرا گر خبر شود
- شمارهٔ ۶۷۹ هر دم از عشقت دلم خون میشود
- شمارهٔ ۶۸۰ دل بر شب وصال تو رهبر نمیشود
- شمارهٔ ۶۸۱ ما را وصال دوست میسّر نمیشود
- شمارهٔ ۶۸۲ شب نیست کز غمت جگرم خون نمیشود
- شمارهٔ ۶۸۳ دلبر از شوخی و عیاری دل از دستم ربود
- شمارهٔ ۶۸۴ به ذات پاک خداوند و عزّت معبود
- شمارهٔ ۶۸۵ دلبرم تا دل از برم بربود
- شمارهٔ ۶۸۶ تربیت در آب و گل گلهای رنگین میدهد
- شمارهٔ ۶۸۷ نسیم صبح مگر از دیار ما آید
- شمارهٔ ۶۸۸ مرا چو دامن وصلت شبی به دست آید
- شمارهٔ ۶۸۹ هر دل که نه پُر دردست آن دل به چه کار آید
- شمارهٔ ۶۹۰ نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
- شمارهٔ ۶۹۱ مگر روزی شب هجران سر آید
- شمارهٔ ۶۹۲ نشستم تا مگر ماهی برآید
- شمارهٔ ۶۹۳ شاد باش ای دل سرگشته که جان باز آید
- شمارهٔ ۶۹۴ جان به شکرانه دهم گر بت ما باز آید
- شمارهٔ ۶۹۵ وقت آنست که دلبر ز جفا باز آید
- شمارهٔ ۶۹۶ وقت آنست که گل باز به بستان آید
- شمارهٔ ۶۹۷ نگار من ز منش گرچه عار میآید
- شمارهٔ ۶۹۸ مگر صبا ز سر کوی یار میآید
- شمارهٔ ۶۹۹ بر دلم جز جفا نمیآید
- شمارهٔ ۷۰۰ بجز خیال تواَم در نظر نمیآید
- شمارهٔ ۷۰۱ درخت وصل آن دلبر مگر در بر نمیآید
- شمارهٔ ۷۰۲ عقل با عشق برنمیآید
- شمارهٔ ۷۰۳ تو را به کون و مکان سر فرو نمیآید
- شمارهٔ ۷۰۴ اگر نقاب بت من ز چهره بگشاید
- شمارهٔ ۷۰۵ مرا به صبحدمی گل به بار میباید
- شمارهٔ ۷۰۶ چمن به صبحدمی چون به گل بیاراید
- شمارهٔ ۷۰۷ عاقبت کار فروبسته خدا بگشاید
- شمارهٔ ۷۰۸ گر آفتاب تجلیش روی بنماید
- شمارهٔ ۷۰۹ مرا زین بیش درد دل نباید
- شمارهٔ ۷۱۰ مرا وصال رخت ای نگار میباید
- شمارهٔ ۷۱۱ کردگارم مگر از غیب دری بگشاید
- شمارهٔ ۷۱۲ نصیب دشمنم بادا چنین عید
- شمارهٔ ۷۱۳ بیا غم از بر آن یار غمگسار رسید
- شمارهٔ ۷۱۴ جان من شکسته دل از غم تو به جان رسید
- شمارهٔ ۷۱۵ از دست هجر تو دل تنگم به جان رسید
- شمارهٔ ۷۱۶ شکر یزدان که مرا مژده جانان برسید
- شمارهٔ ۷۱۷ عاقبت درد من خسته به پایان نرسید
- شمارهٔ ۷۱۸ دل به درد آمد و از دوست به درمان نرسید
- شمارهٔ ۷۱۹ در سرابستان جان تا قد او بالا کشید
- شمارهٔ ۷۲۰ آنچه دل حزین من از جور او کشید
متن اشعار به نقل از گنجور.