پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷

عاقبت کار فروبسته خدا بگشاید

در فتحی به من از روی صفا بگشاید

بیش از این غم مخور ای دل که ز لطفش روزی

گره از کار فروبسته ما بگشاید

التجا بر در مخلوق نشاید بردن

که در دولت و اقبال خدا بگشاید

دردم از حد شد و جز لطف خدا نیست دوا

بو که آن درد هم از پیش دوا بگشاید

تو گشا بار خدایا در فتحی بر من

که اگر تو نگشایی ز کجا بگشاید

در شب محنت هجران و پریشانی حال

صبر باید دل بیچاره که تا بگشاید

ای جهان پای به بند ستمت چرخ ببست

هم دعا کن که به تأثیر دعا بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۹مرا زین بیش درد دل نباید
  2. شمارهٔ ۷۱۰مرا وصال رخت ای نگار می‌باید
  3. شمارهٔ ۷۱۱کردگارم مگر از غیب دری بگشاید
  4. شمارهٔ ۷۱۲نصیب دشمنم بادا چنین عید
  5. شمارهٔ ۷۱۳بیا غم از بر آن یار غمگسار رسید
  6. شمارهٔ ۷۱۴جان من شکسته دل از غم تو به جان رسید
  7. شمارهٔ ۷۱۵از دست هجر تو دل تنگم به جان رسید
  8. شمارهٔ ۷۱۶شکر یزدان که مرا مژده جانان برسید
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.