پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۳

بیا غم از بر آن یار غمگسار رسید

دعا بسی و ثناهای بی شمار رسید

به نامه کرد مشرف مرا نگار به لطف

جهان ز نامه و نامش به اعتبار رسید

از آن نوازش و الطاف بنده پرور او

چه خرّمی به دل تنگ سوگوار رسید

صبا ببر تو پیامی ز من به سوی نگار

که بس جفا به من خسته دل ز یار رسید

بیا و چارهٔ درد دلم کن از سر لطف

که جان به لب ز غم رویت ای نگار رسید

گل وصال تو را خلق گل فشان کردند

مرا ز گلشن وصلت نصیب خار رسید

خبر به بلبل شوریده ده صبا زنهار

که وقت بانگ تو و ناله هزار رسید

جواب دادم و گفتم به گل بگو باری

که جان غمزده بر لب ز انتظار رسید

ز روزگار بگو تا که طرف بربندد

بسی ملال که ما را ز روزگار رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۵از دست هجر تو دل تنگم به جان رسید
  2. شمارهٔ ۷۱۶شکر یزدان که مرا مژده جانان برسید
  3. شمارهٔ ۷۱۷عاقبت درد من خسته به پایان نرسید
  4. شمارهٔ ۷۱۸دل به درد آمد و از دوست به درمان نرسید
  5. شمارهٔ ۷۱۹در سرابستان جان تا قد او بالا کشید
  6. شمارهٔ ۷۲۰آنچه دل حزین من از جور او کشید
  7. شمارهٔ ۷۲۱ای عکس طلعت تو فروغ جمال عید
  8. شمارهٔ ۷۲۲گفته‌ام درس ثنای تو ز جان در شب عید
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.