پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۱

ای عکس طلعت تو فروغ جمال عید

ابروی تست در نظر ما هلال عید

از تاب روزه سوخت دلم ساقیا بریز

در جام جان تشنه لب ما زلال عید

در قید روزه چند کشم انتظار شام

ما را نواله‌ای برسان از نوال عید

فصل بهار و دامن گلزار و روی یار

حیفست اگر نه عیش کنی با وصال عید

بنشین میان سبزه و باغ و کنار رود

بشنو ز بلبلان حزین وصف حال عید

در ماه روزه دل شده از ضعف سست حال

در دیده هیچ نگذرد الاّ خیال عید

چون فصل نوبهار جهان تازه می‌کند

باد صبا و مقدم جاه و جلال عید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۳چه چاره چون که دل از وی به کام دل نرسید
  2. شمارهٔ ۷۲۴به صد امید درآمد دلم به کوی امید
  3. شمارهٔ ۷۲۵ای دوستان ای دوستان آخر مرا یاری کنید
  4. شمارهٔ ۷۲۶ای صبا بویی از آن زلف پریشان به من آر
  5. شمارهٔ ۷۲۷ای بر دلم از فراق صد بار
  6. شمارهٔ ۷۲۸من از جام غمت مستم دگر بار
  7. شمارهٔ ۷۲۹در دیده خیال تو نگاریم دگر بار
  8. شمارهٔ ۷۳۰در حسرت آن چهره و روییم دگر بار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.