پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۶

ای صبا بویی از آن زلف پریشان به من آر

مژده‌ای زآن گل سیراب به سوی چمن آر

لب جان پرور او چشمه حیوان منست

شربت آبی ز سر لطف مرا زان دهن آر

خستهٔ بار فراق رخ یارم شکری

به دوای دل رنجور جهانی به من آر

حالت دیدهٔ مهجور ستمدیده ببین

ای بشیر دل من بویی از آن پیرهن آر

گل به بستان ملاحت ز صبا روی نمود

بلبل طبع مرا ای دل و دین در سخن آر

ای سهی سرو به بستان ملاحت بگذر

لرزه از قامت خود در بدن نارون آر

نیست جز سوختن و ساختنت چاره جهان

همچو شمع از سر خود بگذر و پا در لگن آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۸من از جام غمت مستم دگر بار
  2. شمارهٔ ۷۲۹در دیده خیال تو نگاریم دگر بار
  3. شمارهٔ ۷۳۰در حسرت آن چهره و روییم دگر بار
  4. شمارهٔ ۷۳۱من مسکین نه دل دارم نه دلدار
  5. شمارهٔ ۷۳۲چو چشمانت منم پیوسته بیمار
  6. شمارهٔ ۷۳۳کس ندیده‌ست سرو در رفتار
  7. شمارهٔ ۷۳۴گر آید نسیمی ز سوی نگار
  8. شمارهٔ ۷۳۵در جار چمن گلست بر بار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.