پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۲

چو چشمانت منم پیوسته بیمار

به محراب دو ابرویت گرفتار

ز هجران تو بیمارم طبیبا

به وصل خود مرا تیمار می‌دار

مرا تا کی چنین سرگشته داری

به قرطاس فراقت همچو پرگار

برفت از پیشم آن سرو سمن‌بوی

کجا سرو روان آمد به رفتار

ربود از من دل آن ماه سخنگوی

شنیده‌ستی که ماه آید به گفتار؟

تو خوش خفته به خواب صبحگاهی

منم بیچاره در عشق تو بیدار

گرم بر باد غم چون خاک برداد

منم از جان و دل او را خریدار

جواز بار هجرانت ز جانم

به لطف خویشتن ای دوست بردار

من از جان و جهان و شادکامی

شدم بی وصل تو از جمله بیزار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۴گر آید نسیمی ز سوی نگار
  2. شمارهٔ ۷۳۵در جار چمن گلست بر بار
  3. شمارهٔ ۷۳۶فراقت بر دلم بار آورد بار
  4. شمارهٔ ۷۳۷ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
  5. شمارهٔ ۷۳۸نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
  6. شمارهٔ ۷۳۹با ما چو وفا نمی‌کند یار
  7. شمارهٔ ۷۴۰مرا چون خاک راهت خوار مگذار
  8. شمارهٔ ۷۴۱عاشق گل کی خورد غم از سلحداران خار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.