پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۳

کس ندیده‌ست سرو در رفتار

نشنیدیم ماه در گفتار

هیچکس رنگ و بو نشان ندهد

همچو زلف تو مشک در تاتار

گرچه بوی بهار خوش باشد

نیست هرگز چو بوی صحبت یار

تو به خوابی و فارغ از حالم

چشم جانم چو بخت تو بیدار

ای عزیز دلم بگو ز چه روی

گشتی از عاشقان چنین بیزار

از وصالت گلی نمی‌چینم

تا به کی داریم به خار فگار

آنچنان از زمانه در رنجم

که خوشا پار و مرحبا پیرار

هیچ دانی دلم چه می‌خواهد

در چنین موسمی به فصل بهار

لب کشت و کنار جو دو سه روز

در چمن دست ما و دست نگار

بانگ رود و سرود و نغمه چنگ

ناله بلبلان خوش گفتار

همه کس را درین جهان باشد

آرزوی دل اینچنین بسیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۵در جار چمن گلست بر بار
  2. شمارهٔ ۷۳۶فراقت بر دلم بار آورد بار
  3. شمارهٔ ۷۳۷ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
  4. شمارهٔ ۷۳۸نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
  5. شمارهٔ ۷۳۹با ما چو وفا نمی‌کند یار
  6. شمارهٔ ۷۴۰مرا چون خاک راهت خوار مگذار
  7. شمارهٔ ۷۴۱عاشق گل کی خورد غم از سلحداران خار
  8. شمارهٔ ۷۴۲بی تکلّف خوشست بوی بهار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.